با نام و یاد او
ایده تولید گیت فروشگاهی از کجا شروع شد؟
از سال 1382 که وارد دانشگاه شدم علاقمندی زیادی به مباحث تکنولوژی داشتم و وقت زیادی را صرف یادگیری چیز های جدید در حوزه تحصیلی خودم میکردم که فارغ از تئوری هایی که در دانشگاه یاد میگرفتیم، کمی جنبه عملی داشته باشم.
یکی از مباحثی که در سال 1383 بسیار نظر من را جلب کرد ولی در آن زمان بسیار مهجور بود، بحث شناسایی توسط امواج رادیویی یا همان RFID بود.
در آن زمان یک کتاب در کتابخانه دانشگاه در این زمینه بود که اندکی مطالعه کردم و چیز های بسیار مفیدی دستگیرم شد و با مقالاتی که در مجله های مختلف خوانده بودم فهمیدم که میتواند آینده روشنی داشته باشم. در ابتدای سال 1386 دو نفر از رفقای فابریک که از همان ابتدای تحصیل رفاقت خوبی با هم داشتیم به من گفتند که میخواهند روی پروژه پایان تحصیل کار کنند. البته من پروژه پایان تحصیلم را با دوست خوبم آقای مهندس علی عظیم زاده در حوزه سیستم های سنتز گفتار یا همان TTS (Text to Speech) انجام داده بودند اما در کنار این موضوع در طول تحصیل، کارهایی عملی را با پیر میخانه میکروکنترولر ها یعنی 8051 انجام داده بودم. در آن زمان به زبان اسمبلی کد مینوشتم و چقدر لذت بخش بود. خلاصه آقای مهندس علی شادمان و محمد صادق ثانوی چندین موضوع را برای پروژه پایان تحصیل کارشناسی در نظر داشتند و من نیز موضوع RFID را اضافه کردم. در مجموع به مدیر گروه وقت آقای دکتر طوسی زاده مراجعه کردیم و ایشان هم از موضوع RFID خیلی استقبال کردند و با توجه به شم تجاری که ایشان داشتند گفتند که اول روی RFID تک بیتی کار کنید! یعنی سیستم های EAS که با تحقیق متوجه شدیم که داستان از چه قرار است. خلاصه با کمک آقای دکتر سه نفری شروع کردیم و دست اول اتاق پروژه گروه برق را که بسیار به هم ریخته و نامرتب بود تمیز کردیم. و تجهیزات اولیه مثل اسیلوسکوپ و منبع تغذیه را در آنجا مستقر کردیم. یادم هست که بسیار با شوق صبح تا آخر شب کار میکردیم به شکلی که نگهبان دانشگاه فیوز برق را قطع میکرد تا ما از اتاق بیرون برویم و تعطیل کنیم که بعضی اوقات مجبور میشدیم با چراغ قوه موبایل نوکیای قدیمی دوستان یا با نور صفحه لپ تاپ از دانشگاه خارج شویم! الان فکر میکنم ای کاش دانشگاه ها میتوانستند شرایطی را فراهم کنند که جوان های با شوق و ذوق تا هر ساعت شبانه روز در آزمایشگاه های دانشگاه روی ایده های استارت آپی کار کنند.
خلاصه با تلاش و کوشش و راهنمایی استاتید و لطفا خدا در همان دو سه ماه اول به نتایج خوبی رسیدیم

این عکس ها به یادماندنی ترین عکس هایی است که از آن زمان (1386) از تیم سه نفره و هسته اصلی ایمن موج به جا مانده است.
اولین گیت فروشگاهی در اتاق پروژه دانشگاه
سمت چپ این اولین آنتن گیت فروشگاهی AM است که چند دور سیم پیچ بر روی حلقه ای که از آکاستیو درست شده پیچیده شده است.
در به ثمر رسانده ایده ها باید از ساده ترین کارها شروع کرد و نباید معطل امکانات شد.
در تصویر بالا در دست من اولین تگی است که ما خودمان درست کردیم تا دستگاه آزمایشگاهی را تست کنیم زیرا حتی نمونه تگ که فرکانس 58 کیلو هرتز را داشته باشد در اختیار نداشتیم!
چرا در ابتدا ساخت سیستم AM با فرکانس 58KHZ به جای ساخت سیستم RF با فرکانس 8.2MHZ را انتخاب کردیم؟
جواب ساده است: کمبود امکانات!
همه میدانند که سیستم کاری AM= Acousto Magnetic بسیار پیچیده تر از یک RF سوئیپی است اما در آن زمان فانکشن ژنراتوری که در اتاق پروژه در دسترس ما بود حداکثر فرکانس 3 مگاهرتز را تولید میکرد و ما تنها میتوانستیم روی فرکانس پایین تر از آن کار کنیم! این منجر به این شد که سیستم AM را طراحی کنیم که البته از نظر قدرت و سرعت عملکرد برتری های زیادی را نسبت به RF داشت.
مدار های اولیه گیت فروشگاهی روی برد برد Bread Board


آنتن های اولیه گیت فروشگاهی که به شکل بسیار ساده ساخته شد.
یک پاسخ
این کامنت جهت آزمایش است.